ღღدیوونه دوست دارم ღღ
وقتي که بيايي پيراهن گل داري مي پوشم که مرا به شادماني هفت سالگي ببرد به کوچه هاي کودکي و بادبادک و گرگم به هوا فارغ از تصميم کبري فارغ از آنکه بابا نان داد يا نه.... آن قطره منم نازنین! که در اقیانوس بی کران وجودت خود را می یابم آرام می گیرم و دیگر ناچیز نیستم در کنارت در تو تبخیر می شوم و باز از کوهها و دشتها می گذرم برا ی اندکی کنار تو ماندن کمی پیش تو بودن همنشین تو بودن و خوب می دانم یکی از این روزها در آغوشت مرواریدی می شوم ! خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم ، خدايا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم ، به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاري سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم ، خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام ... انتظار تو کشیدن واسه من یه عادته قصه غم دل من صد هزار حکایته تویی که میدونی عشق من پر از صداقته واسه من جدایی سخته واسه تو چه راحته هنوزم به عشق تو دلم پر از حسادته تو بدی میکنی و دلم چه بی شکایته دلمو شکستی اما توی گلدون دلت حکم جرم دل شکستن عزیزم نه راحته چشم تو با هر نگاهش یه قیامت میکنه فکر نکن دلم به دوری تو عادت میکنه خاطرات تو همش توی خاطر منه آرزوی من فقط تو رو دوباره داشتنه تو تموم آرزوهای منو دادی به باد می دونم اسممو دیگه حتی به یادت نمی یاد اینه حرف آخرم اگه صدامو میشنوی توی این دنیا کسی تو رو مثل من نمیخواد







| قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت |




