تبليغاتX
ღღدیوونه دوست دارم ღღ
ღღدیوونه دوست دارم ღღ

 عشق يعني دستهايم مال توست


چشمهاي خستهام دنبال توست


عشق يعني ما گرفتاره هميم


دوستداره هم طرفداره هميم


عشق غير از تاولي پردرد نيست


هر که اين تاول ندارد مرد نيست


امدم تا عشق رامعني کنم


بلکه جاي خويش را پيدا کنم


اما با ديدن تو خود را ديدم


دوستت دارم بي نهايت تا قيامت...

اهنگ وبلاگ رو تقدیم به تو می کنم که بهترینی

می خوام یه چیزی بهت بگم ولی جایی جار نزنی

 عاشقتم دوست دارم همیشه تو قلب منی

نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 23:0 توسط ღღتروبچه ღღ| |

هروقت دلت گرفت

هروقت آسمون برات مثل هميشه آبي نبود

هر وقت احساس کردي داري زير بار مشکلات خورد ميشي

هروقت حس کردي ديگه به درد هيچ کاري نميخوري

هروقت حس کردي که خيلي بي مصرف و پوچي

هروقت حس کردي خيلي تنها شدي

به اون بالا نگاه کن ته دلت با اون خلوت کن

اوني که هميشه همراهته

ولي تو نمي بينيش

اوني که هميشه مراقبته ولي تو بي خبري

اوني که طاقت نمياره تو يه گوشه غمگين بشيني

اوني که فقط صفتش بخششه و سراسر صفاست

به اوني فکر کن که برات بارون ميفرسته تا تو زير بارون قدم بزني و تازه بشي

به اوني فکر کن که هر روز رنگ آسمونو عوض ميکنه تا برات يکنواخت نباشه

به اوني فکر کن که نميزاره تنها بموني

از اون بخواه

فقط از اون کمک بگير

به چيزهاي قشنگي که برات هديه فرستاده فکر کن

زندگي همين است كه از پي كوچه هاي دلتنگي ميگذرد!

مرا درياب!

نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 16:16 توسط ღღتروبچه ღღ| |

ببخش اگه اینقد خودخواهم .

ببخش اگه خواستنم اشتباهه

ولی مگه دوست داشتنه تو گناهه ؟

خدا که کم نداره . خیلی داره

همه ی بودنی هاش ماله تو

ماله بقیه

من از همه اش فقط تو رو می خواهم

چی می شه مگه ؟

چی می شه اگه تو سهم من بشی .

خدا جون خیلی زیاده ؟

نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 11:33 توسط ღღتروبچه ღღ| |

دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم

  قلبم  تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم

چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست

عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند

دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است

درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار چشمانت را مي کشند

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

 عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت.


نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت 6:6 توسط ღღتروبچه ღღ| |

 

وقتی میایی صدای پات از همه جاده ها میاد!

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد ! 

تا وقتی که در وا میشه لحظه دیدن میرسه ! 

هر چی که جاده است رو زمین به سینه من میرسه !

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

اگه تو را داشته باشم .به هر چی میخوام میرسم !

وقتی تو نیستی قلبم را واسه کی تکرار بکنم؟

گلهای خواب آلوده را واسه کی بیدار بکنم؟

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه؟

مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه؟

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

اگه تو را داشته باشم.به هر چی میخوام میرسم!

عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو

عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو !

نه من تو را واسه خودم نه از سر هوس میخوام

عمر دوباره منی !

تو را واسه نفس میخوام

 ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

اگه تو را داشته باشم به هر چی میخوام میرسم.

نوشته شده در شنبه 25 مهر1388ساعت 19:4 توسط ღღتروبچه ღღ| |

دوستت دارم


به آن اندازه که نه می توانم بگویم


نه می توانم بنویسم


و نه می توانم ابرازش کنم


پس تو با قلبت که دریایی بیکران است

احساسش کن.

نوشته شده در شنبه 25 مهر1388ساعت 18:28 توسط ღღتروبچه ღღ| |

       کاش می دونستی چقدر دلم بهانه تو را میگیره هر روز

کاش می دونستی چقدر دلم هوای با تو بودن را کرده

کاش می دونستی چقدر دلم از این روزهای سرد

بی تو بودن گرفته

کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت، مهربانی صدایت تنگ شده

کاش می دانستی چقدر دلواپس تو‌ام

کاش می دانستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

و چقدر به حضور سبزت محتاجم

و همیشه از خودم می پرسم

این همه که من به تو فکر کنم

تو هم به من فکر می کنی؟

 

نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 17:35 توسط ღღتروبچه ღღ| |

هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد 

آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد

تو که نزدیک تر از من به منی می دانی 

دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد

هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم 

از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد

دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق 

بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد

نوشته شده در جمعه 17 مهر1388ساعت 15:9 توسط ღღتروبچه ღღ| |

سایه گمگشته ای در یک کویرم کیستم  

پرسشی بی پاسخم در جستجوی کیستم 

        یک قدم تا انتهای دردهایم مانده است        

منتظر تا اینکه باز آیی ، بگویی کیستم 

روی دوش خسته ام آواری از دلواپسی ست   

از کدامین سمت می آیی ، بگو می ایستم    

روبروی آینه تصویر خود گم کرده ام

عمری اما در کجای آینه می زیستم  

بی تو حتی در نگاه  لحظه ها هم نیستم

دوســـــــت دارم همنفســـــم

نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 7:31 توسط ღღتروبچه ღღ| |

من عاشق آن دیده چشــــــــــــــــــمان سیاهـــــــــــــــم،
بیهوده چه  گویــــــــــــــــــــــــــم كه پریشان نگاهــــــــــــــــم،
گر مستـــــــــــــــــــــی چشمان سیـــــــــــــــــــــــــاه تو گناه است،
من طالــــــــــب آن مستـی و خواهــــــــــــــــان گناهم ....

نوشته شده در شنبه 11 مهر1388ساعت 0:12 توسط ღღتروبچه ღღ| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ